دژاگاه [ dejāgāh ] [ dejāgah ][صفت] [فارسی] خشمگين و سهمناك و سودائى و بدانديش و هنگامه جو و خشم آلود و بدخوى و بىرحم و ظالم و تند شده. و كوتوال و محافظ قلعه. و جلاد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1498) 
بدانديش و تند شده بود.بوشكور گفت: بيت ز خير كسان دست كوتاه كن دژآگاه را بر خود آگاه كن 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص277) 
- [بفتح دال] تند و خشم آلوده باشد. مثالش استاد عبد الواسع جبلى فرمايد: بيت پلنگ روانكاه در كوه بربر نهنگ دژآگاه در بحر عمان 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص569) 
با ها به معنى دژآباد است كه سهمگين و خشمآلود باشد و بدانديش و تند شده را نيز گويند و كوتوال و محافظت كنندۀ قلعه را هم گفتهاند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص381) 
يعنى تند شده.بو شكور گفت: ز چيز كسان دست كوته كنى#دژآگاه را بر،خوش آگه كنى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص173) 
خشمآلوده. بو شكور گويد: ز چيز كسان دست كوته كنى #دژآگاه را از خود آگه كنى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص93) 